کتابخوانی؛ عادتی که باید به زندگی روزمره بازگردد
سپیدارآنلاین: گروه یادداشت
در روزگاری که تلفن همراه و شبکههای اجتماعی بخش قابلتوجهی از وقت روزانه مردم را به خود اختصاص دادهاند، کتابخوانی بیش از هر زمان دیگری به فرصتی برای مکث، اندیشیدن و بازگشت به خود نیاز دارد.
فتانه محمودخانی / مطالعه، تنها راهی برای افزایش اطلاعات نیست؛ بلکه عادتی است که میتواند نگاه انسان به زندگی، جامعه و مسائل پیرامونش را عمیقتر کند. جامعهای که اهل مطالعه باشد، نهتنها از نظر فرهنگی غنیتر میشود، بلکه در تصمیمگیری، گفتوگو و مواجهه با چالشهای اجتماعی نیز توانمندتر خواهد بود.با این حال، کاهش زمان مطالعه و فاصله گرفتن بخشی از جامعه از کتاب، مسئلهای است که نمیتوان آن را صرفاً به کمبود وقت یا گسترش فضای مجازی نسبت داد. گرانی کتاب، دشواری دسترسی به منابع مناسب، ضعف برنامههای ترویج مطالعه و کمرنگ شدن جایگاه کتاب در خانوادهها و مدارس، از جمله عواملی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند. وقتی کتاب از سبد فرهنگی خانواده حذف میشود، آثار این فاصله گرفتن تنها به امروز محدود نمیماند؛ بلکه در سالهای آینده نیز خود را در کاهش قدرت تحلیل، ضعف مهارتهای ارتباطی و کمرنگ شدن گفتوگوهای عمیق نشان خواهد داد.البته فضای مجازی را نمیتوان رقیب مطلق کتاب دانست. اگر درست مدیریت شود، همین فضا میتواند به معرفی آثار، دسترسی به کتابهای الکترونیکی و ایجاد علاقه به مطالعه کمک کند. مسئله اصلی، نوع استفاده از این ابزارهاست؛ اینکه شهروندان صرفاً مصرفکننده محتوای کوتاه و پراکنده نباشند و فرصت مطالعه عمیق را نیز در برنامه روزانه خود حفظ کنند. در واقع، کتاب و فناوری میتوانند در کنار یکدیگر قرار بگیرند، به شرط آنکه سرعت دریافت اطلاعات، جای اندیشیدن و فهمیدن را نگیرد.ترویج کتابخوانی، نیازمند برنامههایی است که از شعار فراتر برود. برگزاری نشستهای کتابخوانی در محلهها، تجهیز کتابخانههای عمومی، حمایت از نویسندگان و ناشران، دسترسی آسانتر کودکان و نوجوانان به کتاب و ایجاد فضاهای مطالعه در مدارس و مراکز فرهنگی، میتواند گامهایی مؤثر در این مسیر باشد. همچنین لازم است کتابخانهها از فضاهایی صرفاً برای امانت دادن کتاب، به مراکزی پویا برای گفتوگو، آموزش و فعالیتهای فرهنگی تبدیل شوند. چنین رویکردی میتواند کتاب را از یک کالای فرهنگی به بخشی از زندگی اجتماعی مردم تبدیل کند.
در این میان، خانوادهها نیز نقش مهمی دارند. کودکی که کتاب را در دست والدین خود میبیند، بیشتر با مطالعه احساس نزدیکی میکند. اختصاص حتی چند دقیقه در روز به خواندن، میتواند به عادتی ماندگار تبدیل شود؛ عادتی که در آینده، قدرت تحلیل، دایره واژگان و توانایی گفتوگو را افزایش میدهد. کتابخوانی نباید تنها به زمان امتحانات یا تکالیف مدرسه محدود شود؛ بلکه باید به تجربهای لذتبخش و اختیاری تبدیل شود تا کودک و نوجوان، کتاب را نه بهعنوان وظیفه، بلکه بهعنوان همراهی برای کشف جهان بشناسد.مدارس نیز در این زمینه مسئولیتی فراتر از آموزش درسی دارند. ایجاد فرصت برای معرفی کتاب، برگزاری مسابقات و نشستهای مطالعه، تشویق دانشآموزان به انتخاب آزادانه آثار و فراهم کردن دسترسی به کتابهای متنوع، میتواند علاقه به مطالعه را تقویت کند. البته در این مسیر، کیفیت برنامهها اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر کتابخوانی تنها به فعالیتی اجباری و مناسبتی تبدیل شود، نمیتواند تأثیر ماندگاری بر رفتار فرهنگی نسل جدید بگذارد.کتابخوانی همچنین با تقویت تفکر انتقادی، به جامعه کمک میکند تا در برابر شایعات و اطلاعات نادرست، آگاهانهتر رفتار کند. در شرایطی که اخبار و مطالب مختلف با سرعت زیادی در فضای مجازی منتشر میشوند، توانایی تشخیص اطلاعات معتبر از محتوای نادرست، بیش از گذشته اهمیت یافته است. مطالعه آثار متنوع، آشنایی با دیدگاههای مختلف و تمرین تحلیل و مقایسه، میتواند شهروندانی مسئولتر و آگاهتر تربیت کند؛ شهروندانی که پیش از قضاوت، میاندیشند و پیش از انتشار هر مطلب، درباره صحت آن تأمل میکنند.
از سوی دیگر، کتاب میتواند به تقویت سرمایه اجتماعی و گفتوگوی میان نسلها کمک کند. بسیاری از گفتوگوهای خانوادگی و اجتماعی، زمانی شکل میگیرند که افراد تجربه مشترکی از خواندن یک اثر داشته باشند. معرفی کتاب در جمعهای دوستانه، گفتوگو درباره داستانها و اندیشههای نویسندگان و ایجاد حلقههای مطالعه، میتواند زمینه ارتباط بیشتر میان افراد را فراهم کند. در جامعهای که گفتوگوهای عمیق کمرنگ شده است، کتاب میتواند نقطه آغاز بسیاری از این ارتباطها باشد.