11 آبان 1391
شماره خبر: 14297

ژرفای فرهنگ بی هویتی در البرز هر روز عمیق‌تر می‌شود

سپیدار‌آنلاین: گروه گزارش

ژرفای فرهنگ بی هویتی در البرز هر روز عمیق‌تر می‌شود

بی هویتی به برخی معضلات فرهنگی در شهر کرج و استان البرز دامن زده و چهره فرهنگی شهر را امروز به شکلی درآورده که هر جا سخن از بی هویتی به میان می آید، واژه کرج زدگی و کرج زده را به آن اطلاق می نمایند.
هنگامی که سخن از عقبه تاریخی و فرهنگی استان البرز به میان می آید، این تصور در ذهن همگان شکل می گیرد که این استان تاریخچه فرهنگی و تاریخی قابل توجهی ندارد و پیوسته در درازنای تاریخ محلی برای تجمع قومیت ها و فرهنگ های گوناگون بوده که آن را به گذرگاهی چندفرهنگی بدل کرده است. هیچ کس حتی مسئولین این استان تصور نمی کنند که کرج قدمتی سه هزار ساله دارد و در روزگار باستان قلب جاده ابریشم به شمار می رفته است. این ادعا را یکی از کارشناسان میراث فرهنگی در گفت و گو با خبرنگار ایلنا مطرح کرد و بیان داشت که سه هزار سال است که قومیت های مختلف در کرج زندگی کرده اند و از این رو کرج شهر بی هویتی نیست. مرتضی احمدوند معتقد است، متاسفانه در جغرافیای شهری هر شهری که هویت خود را از دست می دهد به آن صفت کرج زده را منتسب می کنند؛ در حالی که این امر به هیچ وجه عادلانه نیست. کرج در گذشته یکی از مهم ترین راه های مواصلاتی دنیا به شمار می رفته و قلب ارتباط میان شرق و غرب را در سینه خود جای داده است. این در حالی است که وی ادعا می کند در حفاری های اتفاقی که توسط اداره گاز و احتمالا برای لوله گذاری انجام شده قبرستان هایی در شهر کرج کشف شده که بی شک در زمره پیشرفته ترین و در عین حال قدیمی ترین قبرستان های دنیا به شمار می روند و در کنار سایت های حفاری دیگر حکایت از شیوه زندگی مردمانی می کنند که از فرهنگ بالایی چه در بحث سبک زندگی و چه در بحث شهرسازی برخوردار بوده اند. این امر نشان می دهد که کرج از ابتدا شهر بی هویتی نبوده بلکه هویت آن در اثر برخی عوامل از بین رفته و یا گم شده است. همچنین این بی هویتی به برخی معضلات فرهنگی در شهر کرج و استان البرز دامن زده و چهره فرهنگی شهر را امروز به شکلی درآورده که هر جا سخن از بی هویتی به میان می آید، واژه کرج زدگی و کرج زده را به آن اطلاق می نمایند.
در نگاه مسئولین این استان، وضعیت نابسامان فرهنگی استان البرز که از آن جمله می توان به مواردی چون افزایش آمار طلاق، افزایش آمار بدحجابی، عدم وجود اماکن فرهنگی، عدم آگاهی از تاریخچه فرهنگی و تاریخی شهر کرج، تخریب امام زاده ها و تقدس زدایی از آن ها، عدم برخورداری از رسانه های بی طرف و غیره اشاره کرد، به مهاجرپذیر بودن این شهر باز می گردد. اما آیا مهاجرت در سراسر دنیا پدیده نوپایی است؟ کدام کلانشهری در دنیا وجود دارد که روزانه محل گذر هزاران قومیت و فرهنگ گوناگون نبوده باشد. این در حالی است که هومی بابا یکی از فیلسوفان هندی معتقد است اگر مهاجرت و برخورد فرهنگ ها با یکدیگر نبود هیچ پیشرفت و تحولی در دنیا صورت نمی گرفت و دنیا هر چه بیشتر به سوی جهانی شدن گام بر نمی داشت. اما مسئولین فرهنگی البرز مهاجرپذیری این شهر را نه یک فرصت بلکه معضل فرهنگی می دانند و نه تنها گامی برای حل این معضلات بر نمی دارند بلکه با بی برنامگی خود هر روز این شهر را هر چه بیشتر در ورطه معضلات فرهنگی غوطه ور می سازند. سخنگوی شورای شهر کرج در خصوص معضلات فرهنگی استان البرز معتقد است، استان البرز در بحث های فرهنگی معضلات قابل توجهی دارد که باید به آن ها پرداخته شود. وی بدحجابی و عدم ارائه الگوی مناسب هویت ملی مذهبی از سوی مسئولین فرهنگ استان را ریشه بیشتر معضلات فرهنگی استان می خواند و بی برنامگی در این زمینه را چالشی معرفی می کند که به ژرفای این معضلات می افزاید. حال باید گفت اگر فرهنگ یک جامعه را به منزله نرم افزار آن در نظر بگیریم و اگر بر این باور باشیم که سخت افزار بدون وجود نرم افزار به هیچ کاری نمی آید پس باید ارزش والایی برای فرهنگ قائل باشیم و به اداره فرهنگ و ارشاد در این استان تنها به شکل یک اداره که تنها وظیفه اش صدور مجوز نشریه و کلاس های زبان و گهگاهی برگزاری جشنواره تئاتری با 8 اجرا است، نگاه نکنیم. به جرات می توان گفت مردمان این استان از تحصیل کرده گرفته تا غیرتحصیل کرده، از زمانی که استان البرزشکل گرفته و از زمانی که اداره فرهنگ و ارشادی در آن با نام این استان برپاشده است هنوز شاهد حرکت فرهنگی بنیادین و یا تحولی در این زمینه نبوده اند. به گونه ای که فرماندار کرج می گوید هنوزهیچ برنامه مدونی در خصوص مسائل فرهنگی از سوی اداره ارشاد استان البرز ارائه نشده است. البته همیشه وعده هایی از زبان مدیر کل این اداره تحت عناوینی چون تدوین اطلس فرهنگی، شناسایی و گسترش مکان های فرهنگی، برپایی سالن سینما و تئاتر،مبارزه با بد حجابی، ساماندهی خبرنگاران، تشکیل بانک جامع فعالان حوزه رسانه، صدور کارت خبرنگاری، طبقه بندی خبرنگاران و حمایت از هنرمندان و... شنیده می شود اما در عمل هیچ تحولی در وضعیت فرهنگی این استان رخ نمی دهد. هر روز بی هیچ واکنشی از سوی مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد استان البرز، بیش از پیش هویت فرهنگی این شهر از بین می رود، هر روز بیش از پیش به تعداد جوانان افزوده و از تعداد مکان های فرهنگی کاسته می شود، هویت این شهر زیر خاک می ماند و به دلیل عدم اطلاع رسانی درست از آن ها، هیچ توجهی به آن ها نمی شود، هر روز حس بومی گرایی ساکنان شهر در نتیجه عدم آگاهی از عقبه فرهنگی آن کم رنگ و کم رنگ تر می شود، هر روز به تعداد خبرنگاران بی سامان این شهر که مجبورند برای امرار معاش خود به بازاریابی مشغول شوند و با پیگیری های پیوسته از مدیران کل درخواست کمک هزینه برای رسانه خود را نمایند تا حداقل در این شرایط اقتصادی بتوانند سرپا بمانند افزایش می یابد. این رویدادها همه در سکوت مدیرکلی رخ می دهد که فرهنگ را از جنس دیگری می داند و با معرفی برنامه های بلندمدتی چون تدوین اطلس فرهنگی، تاسیس بانک اطلاعاتی خبرنگاران و غیره رسانه ها را برای مدت های طولانی سرگرم می نماید. باید متذکر شد که برنامه ریزی های مدون فرهنگی راه برون رفت از معضلات فرهنگی است و کارکرد اداره ارشاد اسلامی را به درستی محقق می سازد. این امر کاملا روشن است که بودجه نهادهای فرهنگی به اندازه ای نیست که بتوانند برای مردم شهر یا استان مکان های فرهنگی مانند سالن سینما و تئاتر بسازند اما می توانند با ارائه یک برنامه مدون حداقل از متولیان این امر حمایت و مانع عدم اقبال آن ها به سرمایه گذاری های فرهنگی شوند. حس ملی و بومی گرایی که در مردم کرج به دلیل تنوع قومیتی از بین رفته است می تواند با برنامه ریزی های درست متولیان فرهنگ این استان احیا شود. در این راستا، ادوارد سعید فیلسوف شهیر شرق شناس معتقد است که می توان حس ملی و بومی گرایی را با سیاست گذاری های درست در قومیت های مختلف به وجود آورد. تدوین کتب و بروشورهایی که عقبه فرهنگی و تاریخی این شهر را به درستی معرفی می کند، حمایت از هنرمندان، متفکران و نویسندگان بومی و اطلاع رسانی درست درباره آن ها، گسترش و آموزش هنرهای بومی، تاسیس مکان های فرهنگی به منظور احیای حس مشترک میان آن ها و حمایت از رسانه ها و تعیین خط مشی جهت ساماندهی آن ها از جمله اقداماتی است که یک سیاست گذار در حوزه فرهنگ برای تقویت حس بومی گرایی در کلانشهرهای مهاجرپذیر می تواند انجام دهد و ناهماهنگی ها و اعوجاجات را به همسانی ها و هماهنگی ها تبدیل کند. اما سیاست گذار فرهنگی البرز در این مدت نه تنها هیچ یک از این راهکارهای برون رفت از معضلات فرهنگی را محقق نکرده بلکه وعده وعیدهایی را از کانال هایی که مخصوص به خود او است و سایر خبرنگاران و خبرگزاری ها هرگز موفق به صحبت با ایشان نمی شوند اعلام کرده است که نه تنها در عمل هیچ یک محقق نشده اند بلکه به عقیده کارشناسان تحقق آن ها نیز دردی از معضلات را دوا نمی کند. حال باید گفت تدوین اطلس فرهنگی استانی که 3 سالن سینما، یک سالن تئاتر و چند رسانه محدود دارد که هنوز در راستای سیاست گذاری های ایشان سامان دهی نشده اند، مشتمل بر چه چیزی می تواند باشد؟ و تدوین آن چه میزان زمان خواهد برد؟ و چه کمکی به وضعیت نا بسامان فرهنگ استان خواهد کرد؟ آیا تدوین اطلس فرهنگی و اطلاع رسانی درباره امکانات محدود فرهنگی استان البرز می تواند پروژه نیمه تمام سینمای مجهزی را که 6 سالن سینما و تئاتر و چند کتابفروشی دارد و قابل رقابت با سینماهای خارجی است را تکمیل کند و فضایی را برای جوانان این شهر فراهم کند که حداقل با رویدادهای فرهنگی مملکت خود آشنا شوند و اوقات خود را به بطالت نگذرانند؟ همچنین در کنار تدوین اطلس فرهنگی، تاسیس بانک اطلاعاتی خبرنگاران یکی دیگر از پروژه هایی به شمار می رود که قرار بود مرداد ماه امسال به تحقق بپیوندد. اما از تاسیس بانک اطلاعاتی خبرنگاران که بگذریم سخن از روزی خوش تر است که به نام روز خبرنگار معرفی شد و مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد استان البرز بیان کردند که امسال این روز بسیار باشکوه تر از سال های گذشته برگزار خواهد شد. روزی که نه تنها با شکوه نبود بلکه خبرنگاران این استان که به تنهایی و با دست خالی کسب در آمد می کنند را در حسرت مبلغی باقی گذاشت که قرار بود به منظور تجلیل آن ها و تشکر از زحماتشان پرداخت شود. البته این نکته نیز جای شگفتی دارد که چرا وی که نماینده و متولی خبرنگاران در میان دیگر دستگاه های اجرایی بودند، هیچ گاه جزئیات این مراسم را برای خبرنگاران بازگو نکردند و چرا مقدار آن مبلغ را به روشنی اعلام نکردند. به هر روی از تمام موارد مذکور که بگذریم باید از مرحله حرف درباره تحولات فرهنگی استان عبور کرد و به مرحله عمل رسید. در این مرحله باید تمام تفاوت ها و تمایزات را کنار گذاشت و به فکر جوانانی در این استان بود که بی خبر از رویدادهای فرهنگی کشور ساعات فراغت خود را به پاساژگردی مشغول می شوند و در برابر تمام تهدیدهای فرهنگی که از هر سو بر آن ها تحمیل می شود، بی پناه مانده اند. پناهی که ساخت آن شاید برای مسئولان فرهنگی این استان چندان هزینه بر نیست اما سودی که از این سرمایه گذاری اندک می برند بسیار چشم گیر است.



منبع: ایلنا

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد امنیتی: *
عکس خوانده نمی شود