28 بهمن 1404
شماره خبر: 339925

گمشده ای به نام گفتگو

سپیدار‌آنلاین: گروه یادداشت

گمشده ای به نام گفتگو


خانه‌ها هنوز سرِ جای خود هستند؛ دیوارها پابرجا، سفره‌ها پهن و چراغ‌ها روشن. اما چیزی در بسیاری از خانواده‌ها کم شده است؛ چیزی نامرئی اما حیاتی: گفت‌وگو. ما کنار هم زندگی می‌کنیم، اما کمتر با هم حرف می‌زنیم. صدا هست، کلام هست، پیام هست؛ اما «گفت‌وگو» نیست.
سمانه حسینی/ گفت‌وگو فقط رد و بدل کردن جمله‌ها نیست. گفت‌وگو یعنی شنیده شدن، یعنی مکث کردن برای فهمیدن، یعنی پرسیدن بی‌قضاوت و پاسخ دادن بی‌هراس. در بسیاری از خانه‌ها، مکالمه‌ها به دستور و گزارش تقلیل یافته‌اند: «کِی می‌آیی؟»، «شهریه را پرداخت کردی؟»، «قبض را یادت نرود.» گفت‌وگوهای کارکردی جای گفت‌وگوهای عاطفی را گرفته‌اند.
یکی از دلایل این خلأ، سرعت زندگی مدرن است. ساعت‌های کاری طولانی، ترافیک، خستگی ذهنی و دغدغه‌های اقتصادی، انرژی شنیدن را کاهش داده است. وقتی افراد خسته به خانه می‌رسند، سکوتِ فرسوده را به گفت‌وگوی عمیق ترجیح می‌دهند. تلفن‌های همراه هم پناهگاهی آسان فراهم کرده‌اند؛ هرکس در صفحه‌ شخصی خود فرو می‌رود و خانه، به مجموعه‌ای از جزیره‌های جدا از هم تبدیل می‌شود.
اما مسئله فقط تکنولوژی نیست؛ مهارت گفت‌وگو نیز کم‌رنگ شده است. بسیاری از ما نیاموخته‌ایم چگونه اختلاف نظر را بدون تنش مدیریت کنیم. به‌جای شنیدن، برای پاسخ دادن آماده می‌شویم. به‌جای پرسیدن، قضاوت می‌کنیم. نتیجه آن می‌شود که اعضای خانواده ترجیح می‌دهند سکوت کنند تا وارد میدان سوءتفاهم نشوند.
جای خالی گفت‌وگو بیش از همه در روابط والدین و فرزندان نمایان است. نوجوانی که احساس می‌کند شنیده نمی‌شود، حرف‌هایش را به بیرون از خانه می‌برد؛ به دوستان، به فضای مجازی، به هر جایی که گوش شنوایی باشد. والدینی که تنها در زمان خطا و تذکر سخن می‌گویند، ناخواسته ارتباط را به میدان بازخواست تبدیل می‌کنند. در چنین فضایی، اعتماد آرام‌آرام فرسوده می‌شود.
گفت‌وگو، ستون پنهان امنیت روانی خانواده است. بسیاری از سوءتفاهم‌ها نه از بدخواهی، که از ناگفته‌ها شکل می‌گیرند. وقتی احساسات بیان نمی‌شوند، به شکل دلخوری، فاصله یا حتی خشم بروز پیدا می‌کنند. کلمات نگفته، سنگین‌تر از کلمات گفته‌شده‌اند.
از سوی دیگر، فرهنگ عمومی نیز بی‌تأثیر نیست. در جامعه‌ای که سرعت پاسخ‌دادن مهم‌تر از عمق اندیشیدن است، مجال مکالمه‌های طولانی کمتر می‌شود. حتی مهمانی‌ها و دورهمی‌ها نیز گاه بیشتر به ثبت تصویر برای شبکه‌های اجتماعی شباهت دارند تا گفت‌وگویی صمیمی.
اما بازگشت گفت‌وگو الزاماً نیازمند امکانات پیچیده نیست. گاهی یک قانون ساده می‌تواند آغازگر تغییر باشد: ساعتی بدون تلفن همراه، شامی بدون تلویزیون، پرسشی ساده مانند «امروز حالت چطور بود؟» و مهم‌تر از آن، گوش دادن واقعی به پاسخ. گفت‌وگو با پرسش‌های کوچک آغاز می‌شود، اما با اعتماد تداوم می‌یابد.
خانواده تنها نهاد اجتماعی است که هنوز می‌تواند پناهگاه باشد؛ اما پناهگاه بدون گفت‌وگو، به خوابگاهی مشترک تبدیل می‌شود. اگر اعضای یک خانه از دغدغه‌ها، ترس‌ها، آرزوها و حتی شکست‌های یکدیگر بی‌خبر باشند، هم‌زیستی جای همدلی را می‌گیرد.
شاید وقت آن رسیده است که مهارت گفت‌وگو را دوباره تمرین کنیم؛ نه برای حل همه مشکلات، بلکه برای جلوگیری از انباشته شدنشان. گفت‌وگو همیشه به معنای توافق نیست، اما به معنای فهمیدن است. و فهمیدن، نخستین گامِ کنار هم ماندن است.
خانه‌ها با آجر ساخته می‌شوند، اما با کلمات گرم می‌مانند. اگر حرف نزنیم، فاصله‌ها بی‌صدا رشد می‌کنند. و هیچ فاصله‌ای ناگهانی شکل نمی‌گیرد؛ همه چیز از سکوت‌های کوچک آغاز می‌شود.

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد امنیتی: *
عکس خوانده نمی شود