«فرهنک زیر سایه اقتصاد»
سپیدارآنلاین: گروه یادداشت
امروز دیگر حذف کتاب از سبد خانوار یک اتفاق تصادفی نیست ،یک «تصمیم اجباری »است .تصمیمی که مردم آن را نمی گیرند،بلکه اقتصاد بیمار بر آن ها تحمیل می کند .
به قلم حامدمنیعی /وقتی هزینه های زندگی از در آمد پیشی می گیرد ،در میان فشار اجارهخانه، هزینههای درمان، آموزش و خوراک اولین قربانی، فرهنگ است آرامآرام بی صدا ،بی دفاع و بی حامی به حاشیه رانده میشود. حذف کتاب از سبد خانوار، نشانهای روشن از بیماری عمیق اقتصادی و غفلت مزمن فرهنگی است.امروز خرید کتاب برای بسیاری از خانوادهها، دیگر یک رفتار طبیعی فرهنگی نیست؛ بلکه به تصمیمی دشوار و گاه غیرممکن تبدیل شده است. وقتی قیمت یک کتاب ساده با چند روز هزینهی زندگی برابری میکند، انتخاب میان نیازهای اولیه و نیازهای فکری، به انتخابی تلخ و ناعادلانه بدل میشود؛ انتخابی که در آن، اغلب فرهنگ بازنده است.
مسئولان محترم؛
آیا به این اندیشیدهاید نوجوانی که دسترسی به کتاب ندارد، ذهن خود را با چه چیزی تغذیه میکند؟فضایی آشفته، محتوایی سطحی و الگویی ناپایدار برای زیستن؟
جامعهای که مسیر مطالعه را بر نسل جوان میبندد، ناخواسته راه را برای گسترش ابتذال فکری، کاهش قدرت تحلیل و ضعف هویت فرهنگی هموار میکند. محرومیت از کتاب، تنها محرومیت از چند صفحه کاغذ نیست؛ محرومیت از اندیشیدن، پرسیدن و رشد کردن است.گرانی کاغذ، نبود حمایت پایدار از ناشران، ضعف سیاستگذاری فرهنگی، فرسودگی کتابخانههای عمومی و بیتوجهی به عدالت فرهنگی، در کنار هم تصویری نگرانکننده ترسیم میکنند:
فرهنگ، مسئلهی اصلی تصمیمگیران نیست.وقتی کتاب گران میشود، ناآگاهی فراگیر میشود.کاهش سرانهی مطالعه، تنها یک آمار فرهنگی نیست؛ نشانهای از تضعیف سرمایهی اجتماعی است. جامعهای که کمتر میخواند، کمتر میاندیشد، کمتر گفتوگو میکند و کمتر مطالبهگر است. چنین جامعهای، دیر یا زود، با بحرانهای عمیقتری در حوزههای اخلاقی، اجتماعی و حتی سیاسی مواجه خواهد شد.
پرسش اساسی این است:
سهم سیاستگذاران اقتصادی و فرهنگی در شکلگیری این وضعیت چیست؟آیا مسئولیت حفظ فرهنگ، تنها بر دوش مردمی است که خود زیر بار مشکلات معیشتی خم شدهاند؟
آیا فرهنگ باید همواره نخستین قربانی هر بحران باشد؟حمایت هدفمند از صنعت نشر، مدیریت پایدار بازار کاغذ، توسعهی کتابخانههای محلی، گسترش دسترسی به کتابهای دیجیتال ارزان، و طراحی بستههای تشویقی فرهنگی، اقدامات تزئینی نیستند؛ اجزای ضروری سیاستگذاری توسعهاند.فرهنگ، حاشیهی توسعه نیست؛ بستر آن است.جامعهای که پایههای فرهنگی آن تضعیف شود، هرچند در ظاهر رشد کند، در درون فرسوده خواهد شد.امروز حذف کتاب از سبد خانوادهها، یک زنگ خطر خاموش است؛ هشداری که اگر جدی گرفته نشود، به فروپاشی تدریجی سرمایهی فکری جامعه منتهی خواهد شد.مسئولان محترم؛پیش از آنکه دیر شود ،فرهنگ را از حاشیه به متن بازگردانید .