Logo

صفحه اصلي > یادداشت > حاشیه‌نشینی؛ زخمی که با مدیریت شهری ترمیم می‌شود

حاشیه‌نشینی؛ زخمی که با مدیریت شهری ترمیم می‌شود


امروز, 08:31. نويسنده: monshi


حاشیه‌نشینی یکی از چالش‌های مهم شهرهای بزرگ و در حال توسعه است؛ پدیده‌ای که تنها به ساخت‌وسازهای غیررسمی یا سکونت در محدوده‌های کم‌برخوردار محدود نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از مسائل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و خدماتی را در دل خود جای داده است.
مصطفی جعفری/ هنگامی که بخشی از شهروندان از دسترسی مناسب به امکانات و فرصت‌های شهری محروم می‌مانند، فاصله میان «شهر برخوردار» و «شهر کم‌برخوردار» بیشتر شده و زمینه برای شکل‌گیری آسیب‌های اجتماعی فراهم می‌شود. حاشیه‌نشینی در بسیاری از موارد نتیجه مستقیم مشکلات اقتصادی، گرانی مسکن و مهاجرت‌های گسترده است. خانواده‌هایی که توان تأمین هزینه‌های سنگین زندگی در مناطق برخوردار را ندارند، ناچار به انتخاب مناطقی می‌شوند که هزینه مسکن در آنها پایین‌تر است؛ اما این انتخاب گاهی با کمبود امکاناتی همچون فضای سبز، مراکز فرهنگی، امکانات ورزشی، حمل‌ونقل عمومی مناسب، مراکز درمانی و آموزشی همراه می‌شود.در چنین شرایطی، نگاه صرفاً عمرانی به حاشیه‌نشینی نمی‌تواند پاسخگوی تمام مشکلات باشد. آسفالت یک خیابان، احداث جدول یا ایجاد یک بوستان اگرچه ضروری است، اما برای حل ریشه‌ای مسئله کافی نیست. مدیریت شهری باید در کنار توسعه زیرساخت‌ها، به کیفیت زندگی، توانمندسازی اجتماعی و افزایش مشارکت ساکنان این مناطق نیز توجه داشته باشد.یکی از مهم‌ترین راهکارها، توزیع عادلانه امکانات شهری است. شهروندی که در منطقه‌ای کم‌برخوردار زندگی می‌کند، نباید احساس کند سهم کمتری از شهر دارد. عدالت شهری یعنی امکانات آموزشی، فرهنگی، ورزشی، بهداشتی و خدمات عمومی متناسب با نیاز جمعیت در اختیار همه شهروندان قرار گیرد. اگر قرار است شهر برای همه باشد، توسعه نیز باید همه محله‌ها را دربر بگیرد.از سوی دیگر، مشارکت مردم محله‌ها در تصمیم‌گیری‌های شهری اهمیت فراوانی دارد. ساکنان مناطق کم‌برخوردار بهتر از هر فرد دیگری مشکلات و اولویت‌های محله خود را می‌شناسند. استفاده از ظرفیت شوراهای محله، معتمدان، سازمان‌های مردم‌نهاد و گروه‌های اجتماعی می‌تواند به مدیریت شهری کمک کند تا برنامه‌های خود را دقیق‌تر و متناسب با نیاز واقعی مردم طراحی کند.موضوع مهم دیگر، توجه به کودکان و نوجوانان مناطق کم‌برخوردار است. اگر امکانات ورزشی، فرهنگی و آموزشی در این مناطق محدود باشد، فرصت رشد و شکوفایی استعدادهای نسل آینده نیز کاهش پیدا می‌کند. ایجاد کتابخانه، زمین ورزشی، فرهنگسرا و مراکز مهارت‌آموزی می‌تواند بخشی از این خلأ را جبران کند و به جای آنکه حاشیه شهر به محل انباشت آسیب‌های اجتماعی تبدیل شود، به بستری برای رشد سرمایه انسانی تبدیل شود.البته مدیریت شهری به تنهایی قادر به حل تمام ابعاد حاشیه‌نشینی نیست. این مسئله نیازمند همکاری دستگاه‌های مختلف در حوزه‌های مسکن، اشتغال، آموزش، بهداشت، حمل‌ونقل و امور اجتماعی است. زمانی می‌توان انتظار داشت حاشیه‌نشینی کاهش یابد که میان دستگاه‌های مسئول هماهنگی واقعی شکل بگیرد و برنامه‌ای بلندمدت برای توانمندسازی ساکنان این مناطق تدوین شود.حاشیه‌نشینی را نباید صرفاً یک مسئله شهری دانست؛ این پدیده بازتابی از نابرابری در دسترسی به فرصت‌هاست. شهر زمانی می‌تواند ادعای توسعه‌یافتگی داشته باشد که کیفیت زندگی در محله‌های مختلف آن فاصله زیادی با یکدیگر نداشته باشد.ترمیم این زخم، نیازمند نگاه انسانی، برنامه‌ریزی دقیق و اراده‌ای مستمر است. اگر مدیریت شهری و سایر دستگاه‌های مسئول به جای برخورد مقطعی، به سمت توانمندسازی محله‌ها حرکت کنند، می‌توان امیدوار بود که حاشیه‌ها نیز به بخشی پویا، برخوردار و اثرگذار از پیکره شهر تبدیل شوند؛ شهری که در آن، محل تولد و محل سکونت، تعیین‌کننده میزان برخورداری انسان‌ها از حقوق شهروندی نباشد.

بازگشت