
صفحه اصلي > فرهنگی > هر یکشنبه یک استکان کتاب
هر یکشنبه یک استکان کتاب6 آبان 1397. نويسنده: monshi |
|
نشستهای هفتگی «یک استکان کتاب» این هفته هم در دانشگاه خوارزمی برگزار و در آن کتابهای «رویای مادرم» و «فرهنگ، هنر و توسعه» معرفی شد. در نشست هفتگی «یک استکان کتاب» که امروز یکشنبه ششم آبان برگزار شد دکتر حمزه نوذری استاد جامعهشناسی دانشگاه خوارزمی به معرفی دو کتاب «رویای مادرم» نوشته «آلیس مونرو» و «فرهنگ، هنر و توسعه» نوشته «آمارتیا کومارسن» پرداخت. نوذری در ابتدای این نشست گفت: هدف اصلی از برگزاری جلسات هفتگی یکاستکان کتاب معرفی و بررسی کتابهای خوب در حوزه رمان و جامعهشناسی برای آشنایی بیشتر دانشجویان با کتابها و مطالعات هدفمند به ویژه در حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی است. وی افزود: در همین راستا هر هفته دو کتاب بررسی و پیشنهاد داده میشود؛ نکته مهم این است که دانشجوها خودشان انتخاب چه کتابی را مطالعه کنند و بیشترین تأکید در گسترش فرهنگ کتابخوانی و انتخاب کتابهای خوب است. کتاب «رویای مادرم» نوشته آلیس مونرو و ترجمه ترانه علیدوستی در این نشست به عنوان اولین کتاب معرفی شد. «دنی ال مناکر» ویراستار آثار آلیس مونرو در نیویورکر درباره آثار او می نویسد: «خواندنِ داستانِ نویسندهای مثل آلیس مونرو یعنی درک شدن؛ و درک شدن، یعنی اجتماعی شدن» از همین دیدگاه وقتی به رفتار واژگانِ داستانیِ آلیس مونرو و شکلگیری مدارِ گفتاریاش در مجموعه داستان «رویای مادرم» توجه می نماییم به ادراک فیزیکی محض، تطبیق این ادراک با تصورِ تصاویرِ نمایان و پنهانِ شخصیت ها و فضاسازیهایی می رسیم که از حیث زبانی دارای دو جایگاه اصلی است، که زبانِ داستانی را از گفتارِ داستانی اش متمایز ساخته. در قسمتی از کتاب میخوانیم: «مادرم وقتی صدای قدمهای پدرم را بیرون اتاقش شنیده خشم نهفته در آن را حس کرده اما هنوز نمیدانسته دلیلش چیست. هرچه باشد پسری برای او به دنیا آورده بود و این قاعدتاً چیزی بود که هر مردی میخواست. حرفی را که پدرم زده میدانم. یا حرفی که مادرم میگفت او زده: «یه تیکه جیگر قاچ خورده» و بعد «فکرشم نکن که بیاریش خونه» یک طرف صورتم طبیعی بود و هست. همین طور تمام بدنم از شست پا تا شانه. قدم بیست و یک اینچ بود و وزنم هشت پوند و پنج اونس. نوزاد پسر درشتی بودم با پوست روشنی که شاید هنوز به خاطر سفر بیاهمیت اخیرم کمی قرمز بود. ماه گرفتگیام نه قرمز که بنفش بود. در نوزادی و کودکی تیره بود و بزرگتر که شدم کمی محوتر شد.» این کتاب را نشر «مرکز» منتشر کرده است. کتاب دوم با عنوان «فرهنگ، هنر و توسعه» نوشته آمارتیا کومارسن از انتشارات چشمه معرفی شد که کاظم فرهادی آن را ترجمه کرده است. این کتاب شامل سه مقاله است که عناوين آن به ترتيب عبارتند از «ساتيا جيت راي و هنر کُلباوري: فرهنگ ما، فرهنگ آنها»، «فرهنگ چقدر اهميت دارد؟» و «فرهنگ و توسعه»در بخشي از مقدمه مترجم دربارهي اين کتاب ميخوانيم: «از نظر آمارتيا کومارسن، فرهنگ به سه شيوهي کاملاً متمايز اما مرتبط به هم در توسعه نقش دارد. نقش سازنده: توسعه در مفهوم گسترده خود به ناگزير بُعد فرهنگي را دربر ميگيرد و توسعه فرهنگي عنصر اساسي و جدايي ناپذير آن است. نقش ارزيابي: فرهنگ تعيين ميکند که ما در واقع به چه چيز علاقه و تعلق داريم. نقش ابرازي: اهداف ما هرچه باشد، تاحدودي با فرهنگ و اخلاقيات ما تعيين ميشود. اما کارکرد فرهنگ فقط به اين خلاصه نميشود؛ پارامترهاي فرهنگي نيز نقش مهمي چه براي رشد اقتصادي و چه براي تحقق ديگر هدفها از جمله سطح زندگي دارند.» کومار سن در سال 1998 برندهي جايزهي نوبل اقتصاد شد؛ با توجه به اهميت انديشهها و نظريههاي آمارتيا کومارسن، به نظر ميرسد که اين کتاب بتواند، نسخهاي شفابخش براي اقتصاد بيمار هنر ايران ارائه کند. بازگشت |